عطا ملك جوينى
435
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
قديم ديلم را ( يعنى جستانيان را بقرينهء ص 271 ) گويد شهرك رودبار بوده است ، پس از شرح فتح قلعهء ميموندز بدست هولاكو مؤلّف مزبور گويد : « پادشاه بعد از دو سه روز [ از ميمون دز ] حركت فرمود و از شهرك رودبار بگذشتند و خيمه زدند و آن شهرك در ايّام جاهليّت پيش از اسلام و در اسلام پيس از الحاد مركز ملوك ديلم بوده است و در عهد ايّام علاء الدّين باغى و كوشكى آنجا ساختهاند و تماشاگاه ايشان بوده است نه روز بر فتح و ظفر جشن ساختند و از آنجا بپاى قلعهء الموت رفت » ، از سياق عبارت كه صحبت از قلاع الموت و ناحيهء الموت است و بقرينهء خطّ سير هولاكو كه بعد از فتح ميموندز ازين قلعه به طرف قلعهء الموت حركت كرد و در اثناء راه از شهرك رودبار گذشت و در آنجا چند روزى براى اداى مراسم جشن فتح توقّف نمود و سپس از آنجا بپاى قلعهء الموت رفت » واضح است كه مراد ازين شهرك رودبار بدون هيچشك و شبهه يكى از نقاط واقعه در رودبار الموت بوده است ( يعنى چنان كه سابق نيز گفتيم باظهر وجوه بل بنحو قطع و يقين همين قريهء شهرك امروزى الموت كه هنوز نيز به همين اسم باقى است « 1 » ) ، و بوجه من الوجوه ادنى ربطى و مناسبتى با رودبار گيلان ندارد و نميتواند داشته باشد چه بكلّى غيرمعقول است كه هولاكو ما بين فتح دو قلعهء از قلاع الموت يك مرتبه بدون هيچ علّت و موجبى پانزده فرسخ به طرف گيلان عقب نشيند و مجدّدا پس از چند روز مكث در آنجا باز پانزده فرسخ از گيلان بالموت مراجعت كند ، وآنگهى احدى از مورّخين آن عهد از قبيل جوينى و رشيد الدّين و حمد اللّه مستوفى و ابو القاسم كاشانى و غيرهمچنين امر غريبى
--> ( La Domination des Dailamites ) ص 8 و 22 اين رودبار را كه اصطخرى گويد پاى تخت جستانيان بوده رودبار گيلان تصوّر كردهاند و آن ظاهرا سهو است چنان كه بعدها شرح خواهيم داد ، ( 1 ) رجوع شود بسابق ص 431 ،